المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧ - لغات در اسم
و فراوان مىباشد زيرا معرب عبارتست از كلمهاى كه از شباهت سابق الذّكر سالم و عارى باشد مثل دو كلمه « ارض » و « سما » و پرواضح است وقتى اسمى هيچيك از شباهات ياد شده بحرف را نداشته باشد برطبق اصل اوّلى بايد معرب گردد.
لغات در اسم
كلمه « اسم » داراى لغاتى است كه ذيلا ذكر مىشوند:
١- سما: بضمّ سين با الف مقصوره.
٢- اسم: بضمّ همزه.
٣- اسم: بكسر همزه.
٤- سم: بضمّ سين.
٥- سم: بكسر سين.
٦- سمى: بروزن رضى.
شارح گويد:
شش لغت در « اسم » را در بيتى باين گونه بنظم درآوردم:
|
اسم بضمّ الاوّل و الكسر |
مع همزة و حذفها و القصر |
يعنى اسم را با ضمّه اوّلش و كسر آن بخوان يكبار با همزه مضموم و مكسور و بار ديگر با حذف همزه بلكه با سين مضموم و مكسور قرائت نما و بار سوّم با الف مقصوره و سين مضموم و مكسور بخوان.
قوله: و معرب الاسماء: از قبيل اضافه صفت بموصوف است و تقدير آن الاسماء المعربه مىباشد.
قوله: اخّره: ضمير فاعلى به مصنّف و ضمير مفعولى به معرب راجع است.
قوله: بخلافه: يعنى بخلاف معرب.
قوله: لانّه قد سلما من شبه الحرف السّابق: ضمير در « لانّه » به معرب راجع